بایگانی ماهانه: اوت 2011

نمره

می‌خواهم ماجرایی را برایتان تعریف کنم که تير هشتادوهشت اتفاق افتاد. تمام داستان در دانشگاه صنعتی شاهرود گذشت. در دفتر دکتر صیاد. شخصيت‌های اصلی من و شهریار و ابی بودیم و البته دکتر صياد. دانشگاه صنعتی شاهرود (به عنوان لوکيشن): … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

مواد

این جا اسمش کمین است. جایی که من در آن دراز کشیده‌ام و سنگر گرفته‌ام. و به همراه بقیه‌ی سربازها و پلیس‌ها منتظرم قاچاقچی‌ها بیایند. من خبر ندارم آنها با چه چیز خواهند آمد. تریلی یا وانت و سواری. با … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه