بایگانی ماهانه: سپتامبر 2011

عاطفه (قسمت پنجم)

صبح شد. شهریار خواب است. اله هم همین طور. لباس می‌پوشم تا به نانوایی بروم. هوا واقعا خوب است. از خانه‌ی ما تا نانوایی راه زیادی نیست. صف نانوایی شبیه صف نانوایی‌های سریال‌های صدا و سیما نیست. اصلا باصفا نیست. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

هجده سالگی هومر همیلتون

دو ماه از سال 1903 و سه هفته از آمدنش به زندان گذشته بود. احساس بدی نداشت و این برایش عجیب نبود. احساس خوبش به علت خواب و خوراک منظم نبود. یک جور بی‌قیدی و آزادی احساس می‌کرد. انتخاب کردن … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید