بایگانی ماهانه: فوریه 2012

بیست و هفت سالگی

نود و هفت روز بعد از این که خدمتم تمام شد، هفت روز بعد از آن که خدمتش تمام شد، تصادف کرد و این پایان کبوتر نبود اما به هر حال مرگ بود. اولین بار در بازداشتگاه مرزن‌آباد با او … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

مورد مناسب

حالم خوب نیست. اصلا خوب نیست. آنقدر بد که دنبال طبقه‌ی چهارم مناسب می گردم. اما اگر حتی پیدا کنم حوصله‌ی بالا رفتن از آن را ندارم. اگر آسانسور داشت، شاید به آن فکر کردم. در این صورت نباید به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

برداشت سطحی

من هنوز وسط جاده بودم که پژو که اونم وسط جاده بود بوق بوق که یعنی ساری میای سوار شو. سوار شدم. یکی جلو نشسته بود. یه پسر ِ بیست و خردی ساله‌یِ دانشگاه آزادیِ بی‌سواد که تازه زیاد پولدارم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید