بایگانی ماهانه: ژوئیه 2012

هفتم مرداد نود و یک

سه‌راه از اتوبوس پیاده شدم. سه‌ و چهل دقیقه بعد از ظهر تابستان بود. آفتاب پشت گوشم بود. راستش تن تو هیچ وقت ظهر تابستان را به یاد من نمی‌آورد. ما تابستان‌ها همیشه زیر باد کولر بودیم. زیاد منتظر نماندم. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

فواره‌ی هوش بشری

دیروز صبح خوابیدم ساعت چهار عصر از خواب بیدار شدم. پدرم هم همان موقع آمد. گفتم دریا؟ گفت حتما. زنگ زدم منوچهر. او هم قبول کرد. زنگ زدم بهرام. برنداشت. مادرم نیامد. رفتیم دریا. با ماشین ما رفتیم. موقع برداشت … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

شب

هیچ احساسی ندارم. درست مثل وقتی که امام راحل داشت برمی‌گشت تهران. جنس بی‌احساسی‌ام البته فرق می‌کند. من آن بینش مذهبی را ندارم. همین جوری احساسی ندارم. وضعیت خوبی نیست. شبیه هوای 25 درجه با رطوبت متوسط است. مثل تساوی بدون … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

هفتعلی

بهش میگم علی کوماتسو، چون لباس‌های اصل شرکت کوماتسو رو میپوشه بهش میگم علی سامورایی، چون شبیه ژاپنی‌هاست بهش میگم علی یه فرمون، چون با یه فرمون پالت‌ها رو میذاره سرجاش بهش میگم علی نجف، چون فامیلیش نجفیه بهش میگم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

دنیای شخصی آقا شاهین

ده سال از من بزرگ‌تر است. یک زن دارد. یک دختر. دو تا خانه. سیزده سال سابقه‌ی کار. در نمک‌آبرود مدیر فضای سبز بود. شصت نفر زیر نظر او کار می‌کردند. لیسانس منابع طبیعی‌اش را سال هفتاد و شش گرفته. … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید