بایگانی ماهانه: اکتبر 2012

سوم مهر نود و یک

الان که اینجا نشسته‌ام هیچی برایم مهم نیست. قیمت دلار، انتخابات آمریکا، وضعیت حقوق بشر در ایران. حقوق و پاداشی که قرار است به زودی واریز شود. پیش پدرم که کار می‌کردم وضع هوا خیلی مهم بود. در حال حاضر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

بارون نمیاد مرتضی

با تمام توانم رکاب می‌زدم. شب بود. سرد بود. توی پیاده‌رو کسی نبود. ماشین‌ها از بلوار می‌گذشتند. گریه می‌کردم. ایستادم. دوچرخه را به دیوار تکیه دادم. نشستم و گریه کردم. بعد از چند دقیقه به حالت عادی برگشتم. تو چشام … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

فن کامپیوتر

با پدرم دعوام شد. هر چی از دهنمان درآمد به هم گفتیم. البته من حرف‌هایم را بعد از این که تلفن قطع شد گفتم. بعد از آن رابطه‌ی خود را با دختری که همین تازگی‌ها با او آشنا شده بودم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید