بایگانی ماهانه: اوت 2015

مثل سگ (قسمت اول)

در شالیزار فقط صدای موتور آب می‌آمد. شاید اگر دقت می‌کردم صدای باد را می‌شنیدم و حرکت برگ‌ها را در نور کم هوا می‌دیدم. شاید ماری داشت قورباغه‌ی ساکتی را می‌بلعید و پروانه‌ها داشتند کرم ساقه‌خوار خود را می‌ریختند. در … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه

مدلسازی سینماتیکی و دینامیکی ربات IRB 1400

شلوارم پایین می‌آمد. مدام آن را بالا می‌کشیدم. آنقدر این کار را تکرار کردم که خسته شدم و شلوار را رها کردم. گذاشتم هر کاری که دلش می‌خواهد بکند. شلوار آمد پایین. پایین و پایین‌تر. به حرکتم ادامه دادم. یک … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 2 دیدگاه

حشرات

حشره‌ای در شالیزار هست که وقتی پایم را نیش زد صدایم در کل دشت پیچید. پدرم به من خندید و گفت کارناما گازت گرفته. با خودم گفتم عجب حشره‌ی خفنی. چه اسم عجیبی. اما وقتی بیشتر دقت کردم دیدم اسمش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | ۱ دیدگاه