بایگانی ماهانه: ژانویه 2017

زنبور کارگر در بیابان

بچه بودم. برنامه‌ی سینما چهار برایم خیلی جذاب بود. و برای اولین بار با شغلی به نام کارگردانی آشنا شدم. با کارگردان‌های بزرگ سینما و فیلم‌های معروف‌شان آشنا شدم. کل برنامه را می‌دیدم. نقدها را نگاه می‌کردم. فهمیدم کسی به … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

ض

آخر شب داشتم توئیت‌های آقای ضرغامی را می‌خواندم. حوصله‌ی تلویزیون را نداشتم. خسته بودم و خوابم می‌آمد. کاملا بی‌حس بودم. بی‌اراده مثل زمانی که ظهر خانه باشم و حرف‌های کارشناس مذهبی را در برنامه‌ی زلال احکام یا سمت خدا گوش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

بسوخت حافظ و

زندگی‌ام دارد نظم پیدا می‌کند. نه این که کارخانه و معدن را سه میلیارد فروخته باشم و عشق و حال کنم. نه. از این خبرها نیست. نظم در این حد که فعلا می‌توانم زنده بمانم. می‌توانم در پایان فصل آنقدر … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

ایام چو ما بسی فرو برد

الان که دارم این‌ها را تایپ می‌کنم فقط می‌توانم بگویم زنده‌ام. کمی هم شرمنده‌ام. انگار بار سنگینی بر روی کره‌ی زمین باشم. هر وقتم پایم را بلند می‌کنم می‌گویم شرمنده داداش. زحمت ما هم افتاده گردن شما. افسرده نیستم. افسردگی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

سبک زندگی

هیچ وقت بحث سیاسی نکنید. چه نفعی برای شما دارد؟ آیا پولی برای این کار به حساب‌تان واریز می‌کنند؟ اگر بکنند، پس خطر بزرگی شما را تهدید می‌کند. خواهش می‌کنم از من فاصله بگیرید. چه با چپ، چه با راست، … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید