س

سلام. من حافظم. مردی از شهر  فلان. دریای فلان. دشت فلان. یک و هشتاد و فلان قد دارم. صد و فلان وزن دارم. دو ماه دیگر پدر می‌شوم. بچه پسر است. اسمش را هم انتخاب کردیم. من پیشنهاد دادم و میم خوشش آمد. باورنکردنی بود. فرایند انتخاب اسم خیلی ساده بود. بلاخره یکی از فرایندهای زندگی‌ام ساده تمام شد. اما مشکلات دیگر همچنان وجود دارند و از گوشه و کنار به من لبخند می‌زنند. الان که اینها را می‌نویسم، هر بیست دقیقه از دستشویی فرنگی صدای آب می‌آید. شاید خراب است. انگار یکی از او استفاده می‌کند. بسم‌الله.

دوست دارم نوشته‌ها را با سلام شروع کنم. این جوری حس بهتری دارم. کسی مرا مجبور نکرده بنویسم اما هر وقت که قصد می‌کنم، نوشتن برایم سخت است. با سلام شروع کنم راحت‌تر می‌توانم ادامه بدهم. حالا به چه کسی سلام می‌کنم؟ نمی‌دانم. به چند نفر؟ چهار یا پنج نفر؟ نمی‌دانم. قبلا سیصد و چهل نفر بودند. خالی بستم. مهم نیست. مدتهاست آن دوران کوتاه گذشته. ناراحت نیستم. زندگی همین است. بیست ماه تمام کسی نبود. اما همین طور می‌نوشتم. رویم نمی‌شود بگویم اما یکی از دلایل نوشتنم این بود که یک شب دختری اینها را بخواند و از من خوشش بیاید و بعد با هم ازدواج کنیم و خوشبخت شویم. الان که می‌نویسم میم در خانه خوابیده. با چشم‌های روشنی که بسته شده و قامت بلندی که روی تخت قرار دارد و شکمی که تا دو ماه دیگر از این هم بزرگ‌تر می‌شود. قبل از ازدواج هیچ وقت این جا را نخواند و بعدش هم به زور دو تا را خواند. سالهاست که دیگر نمی‌خواند. بسیار شرمنده‌ام اما الان هم که می‌نویسم آرزو می‌کنم یک سالمند پیر و ثروتمند از نوشته‌هایم خوشش بیاید و مرا وارث خودش قرار دهد. آیا واقعا برای این می‌نویسم؟ نمی‌دانم. شاید می‌نویسم چون نمی‌توانم ساز بزنم. یا فیلم بسازم. شاید دارم به پسرم سلام می‌کنم. او با قلب مظلومش دو ماه و ده متر و یک پوست و رحم با من فاصله دارد. تخصصی در زنان و زایمان و قلب کودکان ندارم. متخصص نیستم. نمی‌دانم چه کاری از من برمی‌آید یا چه کار باید بکنم که مشکل قلب حل شود. بار آخر وقتی میم از اتاق می‌رفت بیرون و زن باردار دیگری داشت زیر دستگاه می‌رفت، دکتر به من گفت چقدر سوال‌های سخت می‌پرسی؟ دلم می‌خواست سرش را به لبه‌ی تیز دستگاه اکوکاردیوفلان بکوبم. آدم خشنی نیستم اما دکتر کوتاه و کچل و خسته و بی‌اعتماد به نفس و غیرمنطقی و بی‌احساس بود. نمی‌دانم چرا یک دکتر فکر می‌کند با بقیه فرق دارد؟ دکتر کسی است که زمان کنکور خوب درس خواند. یعنی معارف و شیمی و عربی و زبان فارسی و فلان را هم خوب خواند. احتمالا یک خط می‌خواند و بعد چشمش را می‌بست و با صدای بلند تکرار می‌کرد تا درصد بالایی کسب کند. (شاید هم پول داشت و دانشگاه آزاد قبول شد.) بعد در دانشگاه چند واحد که حاصل تلاش انسان‌های دیگر بود را گذراند و به علم خود افزود و چند سال به صورت عملی مثل هر نجار و لوله‌کشی کار کرد و حالا دکتر شده است. من مطمئنم چند سال بعد یا برای اطمینان بیست سال بعد انسان نیازی به ویزیت شدن توسط دکترها نخواهد داشت. کافی است که نتایج آزمایش توسط یک هوش مصنوعی تحلیل شود. در این صورت فقط نوابغ پزشکی که علم را جلو می‌برند می‌توانند درآمد کسب کنند و اپراتورهای بی‌سواد مثل بقیه‌ی انسان‌ها طعم فقر و حقارت را می‌چشند. یک آدمی که با دستگاه سونوگرافی جنسیت بچه را تعیین می‌کند بیا و ببین چه خانه و درآمدی دارد. هیچ از دست آنها عصبانی نیستم و حسادتی هم ندارم. دلم برایشان می‌سوزد و دلم می‌خواهد با دو تا پس گردنی به خودشان بیایند. اما نمی‌توان به آنها پس گردنی زد. چون دکترها در ایران مثل خدا هستند.

گاهی از این که علم نمی‌تواند مشکلی را حل کند کلافه می‌شوم. پس این دانشمندها و شرکت‌‌ها چه کار می‌کنند؟ انتظارم از علم زیاد است. یادم رفته قبلا چه مشکلاتی داشتیم که الان حل شده. درخواست من مثل همه‌ی مردم یک کلمه است. بیشتر. سال 2019 در فیلم بلید رانر (1982) خیلی عجیب و غریب است و ما الان می‌توانیم بفهمیم که دو سال بعد خیلی از آن ماشین‌ها و ربات‌های عجیب اختراع نخواهند شد. نیم ساعت از فیلم را بیشتر ندیدم. بعد رفتم خوابیدم. یک جای فیلم اما آقای هریسون از تلفن عمومی تماس گرفت. یعنی به چیز مثل موبایل و اینترنت فکر هم نمی‌کردند.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s