قبل از توفان

امشب، دومین شبی‌ست که پدر و مادر میم خانه‌ی ما هستند. خانه‌ی ما کوچک است. صد متر برایم کم است. با این که مهر دارد تمام می‌شود اما هنوز هوا گرم است. پنجره‌ی اتاق جلویی را باز کردم اما پنجره‌های پشتی خانه‌ رو به بتون باز می‌شود. احساس می‌کنم در قفس زندانی هستم. قرار است توفان بیاید. همه منتظر توفانیم. چراغ قوه‌ها را زده‌ایم به برق. ظرف‌ها را پر از آب کردیم. فامیل‌ها در گروه‌های تلگرامی مدام هشدار می‌دهند و می‌گویند خود را برای توفان آماده کنید اما همه احتمالا کون خود را در جای نرم گذاشته‌اند و آن را تکان نداده‌اند. امیدوارم توفان با دیدن این همه آدم‌های منتظر وحشت نکند.

الف قرار است آبان به این دنیا بیاید. هفته‌ی بعد می‌رویم تهران. احتمالا دکتر تاریخ زایمان را مشخص می‌کند و دیگر اجازه‌ی خروج از پایتخت را نمی‌دهد. زن‌دایی میم از روزها قبل منتظر است که به خانه‌ی آنها برویم. دایی و زن‌دایی و دخترهایشان بسیار مهربان و بامحبت هستند. اما نمی‌توانم بیست روز در خانه‌ی آنها باشم. با این که سیصد و سی متر خانه دارند و در آنجا احساس خوبی دارم اما نمی‌توانم. چند روز پیش آنها را که به شمال آمده بودند دیدم. همه در بیمارستان بودیم. همه به عیادت بیمار عزیز و جوانی آمده بودیم. در آینه‌ی چشم‌شان آدم مزاحمی می‌دیدم که قرار است بیست روز مزاحمت ایجاد کند. نمی‌دانم چگونه بنویسم. از تولستوی بیشتر از داستایفسکی خوشم می‌آید. خیلی بیشتر. بیشتر از هر نویسنده و هنرمندی در دنیا. نمی‌دانم چگونه می‌تواند با خالی‌بندی حتی ذهن ناپلئون را روی کاغذ بیاورد. شاید جسیکا چستین از دیدن خودش در آینه لذت نمی‌برد اما تولستوی قطعا وقتی جنگ و صلح را تمام کرد برایش بی‌تفاوت بود. «برایش بی‌تفاوت بود» یک اصطلاح است. هنگامی که در کارخانه کار می‌کردم آن را به هم می‌گفتیم. هر لحظه ممکن است برق قطع شود و من نتوانم این نوشته را قبل از توفان منتشر کنم.

نمی‌دانم هفته‌ی بعد چگونه خواهد گذشت. نمی‌دانم یک ماه بعد قلب بچه چه کار خواهد کرد. باید نگران باشیم. من نگران میم هستم. اول قرار نبود پیشش بمانم. می‌خواستم دو روز قبل از زایمان به تهران بروم. میم چهار روز غصه‌دار بود. من هم نتوانستم او را تنها بگذارم. شاید دارم سخت می‌گیرم. چند روز پیش عکس‌های میم را به دوستم نشان دادم. سی ثانیه دهانش باز بود و تعجب می‌کرد. انگار گزارشگر لالیگا داشت یک گل حساس را گزارش می‌کرد.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s