دو هفته قبل

بچه لگد می‌زند. وقتی میم این خبر را می‌دهد همه چیز را رها می‌کنم و دستم را روی شکمش می‌گذارم. اما بچه بیشتر اوقات مرا سر کار می‌گذارد. دیگر خبری نیست که نیست. شکم میم از پایین پر از نقش و نگار شده است. عکس می‌گیرم و نشانش می‌دهم. گفت چقدر زشت شده. نه واقعا زشت نیست میم. شاید حرفم را باور نمی‌کند. شاید نظر من مهم نیست. بعد از چند دقیقه یادم می‌افتد قلب بچه مشکل دارد و بعد از زایمان معلوم نیست چه اتفاقی بیافتد. اما این موضوع همیشه از یادم می‌رود. نگران نمی‌شوم. نگرانم که چرا نگران نیستم. مادر میم خیلی نگران است. امروز بارها گریه کرد. اما بهانه‌ی دیگری پیدا کرد تا ما ناراحت نشویم.

Advertisements
این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

1 پاسخ برای دو هفته قبل

  1. س :گفت

    اینقدر نگران نباش. همه چیز روبراه و درست میشه. با نگرانی کاری بهتر نمیشه. تو که نمیدونی نارسایی قلب در چه حدی است. مطمئن باش اگر نارسایی قلب خیلی شدید بود ، تا حالا بچه دوام نمیاورد. و از بین میرفت. حتما حتما یک مشکل جزیی است که بعد از تولد قابل درمان است. مطمئن باش!. اینقدر بد بین نباش.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s