بایگانی نویسنده‌ها: hv

واقعا حرفی برای گفتن ندارم…

وقتی در کارخانه کار می‌کردم، خرجی نداشتم. فرصتی برای پول خرج کردن نداشتم. اگر شب‌کار بودم، صبح جنازه‌ام را به خانه می‌رساندم و صبحانه می‌خوردم و دوش می‌گرفتم. تا بعد از ظهر می‌خوابیدم. غروب اگر مجله‌ی فیلم نمی‌خواندم کمی می‌دویدم … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

هی

هر کس با رقیبش دشمنی دارد. آمریکا با روسیه یا چین. دموکرات با جمهوری‌خواه. استقلالی با پرسپولیسی. خوزه مورینیو از کی بیشتر از همه بدش می‌آید؟ ایمن الظواهری؟ نه. آرسن ونگر. بیشتر از این نمی‌توانم توضیح بدهم. چون زیر درخت … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

باز هستی، طاقتم را طاق کرد دفتر صبر مرا اوراق کرد

صندلی جلو نشسته بودم. من و چند خانم دیگر منتظر بودیم مسافرهای دیگر هم بیایند تا ون پر شود. کنار خیابان نانوایی بود. نان‌های گرم و آماده منتظرم بودند. بگیرم یا نگیرم؟ در یخچال نان داشتیم، میم هم قطعا ناهار … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | 3 دیدگاه

عضشثق

چند روز قبل میم حالش بد شد و در دستشویی بالا آورد. زانویش را روی پادری دستشویی و دستش را روی دمپایی گذاشت و در سنگ توالت محتویات معده‌ش را خالی کرد. سرش سی سانت با سنگ فاصله داشت. موهایش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

یک عنوان

امروز هیچ کاری نکردم. ساعتی در شالیزار خودم کار کردم. آمدم خانه‌ی پدر و مادر خودم و به مرغ‌ها غذا دادم. موتور آب را از شالیزار کنار خانه برداشتم و در انبار گذاشتم. مستند بی بی سی در مورد سروش … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

السالوادور

چهارشنبه است. دو روز دیگر باید رای بدهم. کار سختی نیست. می‌روم و رای می‌دهم. الان هم داخل دفتر نشسته‌ام. امروز کار خاصی ندارم اما سه هفته‌ی گذشته خیلی سرم شلوغ بود. چند کار که به هم ربط نداشتند را … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید

آنالیزززز

یکی دو سال بود که فقط نتایج و خلاصه‌ی فوتبال‌ها را نگاه می‌کردم. متاسفانه یک ماه است که دوباره دارم پخش زنده نگاه می‌کنم و دو شب قبل قلبم از هیجان بازی درد گرفت. البته من بازی را تا دقیقه‌ی … ادامه‌ی خواندن

نوشته‌شده در Uncategorized | دیدگاهی بنویسید